تبليغاتX


we hack only for LINUX.

 

The One

The One

درباره وبلاگ

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
هانی و احمد
سینا اینا
نقشه جهان نمای گوگل بدون هیچ برنامه ای
احمد
Google mars
موبایل و ....
بزگترین سرچر عکس در دنیا
مرکز نرم افزار و ....
موتور جستجوی ایران
سامان دوست عزیز من
قالب وبلاگ

طراحی اختصاصی توسط:
طراحی وب سایت تجاری و قالب وبلاگ
Powered By
BLOGFA.COM

شبانی در یک چمنزار دور افتاده گوسفندانش را می چراند . ناگهان از دور یک ماشین جیپ نمایان شد . راننده ی اتومبیل یک مرد جوان با ظاهری اراسته بود . اتومبیل متوقف شد و مرد جوان رو به شبان کرد و گفت : اگر من حدس بزنم تعداد گوسفندانت چقدر است به من یکی از انها را می دهی؟ شبان نگاهی به مرد جوان و نگاهی هم به گوسفندان که بع بع می کردند انداخت و گفت : باشد قبول است . مرد جوان یک نوت بوک بیرون اورد و وارد سایت ناسا شد و پس از نیم ساعت مطالعه و جستجو و دیدن نقشه های بسیاری بالاخره رو به شبان کرد و گفت : تو ۱۵۸۶ گوسفند داری . شبان پاسخ داد : درست است می توانی یکی از گوسفندانم را برای خود بر داری . مرد جوان یکی از گوسفندان را انتخاب کرد و داخل جیپش گذاشت و اماده ی رفتن شد . در این لحظه شبان رو به او کرد و گفت : اگر شغل شما را حدس بزنم گوسفندم را به من باز می گردانی ؟ مرد جوان گفت : بله شبان بلا فاصله پاسخ داد : شما مشاور هستید . مرد جوان پاسخ داد : همینطور است اما از کجا شغل مرا حدس زدی؟ شبان گفت: خیلی ساده است نخست اینکه تو بدون انکه از تو دعوت شده باشد به اینجا امدی . دوم اینکه می خواستی به خا طر چیزی که از قبل می دانستم به تو پول پرداخت کنم. و بالاخره اینکه تو هیچ چیز از کار من نمی دانی چرا که به جای گوسفند سگم را به همراه خود بردی

 

 

 

نوشته شده توسط محمد حسین در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 14:29 | لینک ثابت |


Copyright © 2007 All Rights Reserved by the-one-in-net.Blogfa.com .Design by Yas-Design